المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
232
مروج الذهب ( فارسى )
گفتهاند اين قوم از فرزندان بوان پسر ايران پسر اسود پسر سام پسر نوح بودهاند . اين بوان همانست كه دره بوان فارس كه از جاهاى مشهور و زيباى جهانست و اقسام درخت و آب بسيار دارد به دو منسوبست و يكى از شاعران بتذكار صحح صحح گويد : « و دره بوان و دره راهب آنجاست كه « بار شتران را فرو خواهيم نهاد . بعضى ديگر عقيده دارند كه ايرانيان از فرزندان ايران پسر فريدون بودهاند در آغاز اين كتاب حكايت فرزندان فريدون را كه زمين را ميانشان تقسيم كرد با سخنى كه شاعر در اين باب گفته بود كه « فارس را به زور قلمرو ايران كرديم و بنعمتها دست يافتيم » آوردهايم . ايرانيان را بايران منسوب كردهاند ولى ايرانيان ، ايران را ايرج گويند و ميان ايرانيان خلاف نيست كه همگى از فرزندان ايرج بودهاند و ايرج همان ايران پسر فريدون است و ما بينشان معروف و رايج است كه از خاندان ايرج هستند . بعضى كسان نيز بر اين رفتهاند كه ديگر اقوام ايران و مردم ولايت اهواز از فرزندان عيلامند و ميان ايرانيان خلاف نيست كه همگيشان از فرزندان كيومرثند و اين سخن از همه معروفتر است . كيومرث پيش از ايرج پسر فريدون بود و ايرج پسر فريدون همانست كه نسب ايرانيان و اعقاب كيومرث به دو ميرسد بعضى كسان نيز بر اين رفتهاند كه ايرانيان طبقه دوم يعنى ساسانيان بخلاف ايرانيان طبقه اول از فرزندان منوچهر پسر ايرج پسر فريدون بودهاند بعضى ديگر بر اين رفتهاند كه منوچهر پسر مشجر پسر فريقس پسر ويرك بود و ويرك همان اسحاق بن ابراهيم خليل است . مشجر بسرزمين فارس رفت و در آنجا زنى سلطنت داشت كه او را كورك دختر ايرج ميگفتند و او را بزنى گرفت و منوچهر شاه تولد يافت و فرزندانش بسيار شدند و زمين را به تصرف آوردند و بر آن چيره شدند و از بس دلير و جنگاور بودند پادشاهان از ايشان بيمناك بودند